کارتیه؛ از کارگاهی کوچک در پاریس تا «جواهرساز پادشاهان»
در این مقاله
خلاصه در یک نگاه
- کارتیه در ۱۸۴۷ در پاریس تأسیس شد و با سه برادر نسل سوم به برندی جهانی تبدیل شد.
- ادوارد هفتم آن را «جواهرساز پادشاهان» نامید و دربارهای اروپا مشتریاش شدند.
- نوآوری در پلاتین و نگینگذاری مخفی، کارتیه را از نظر فنی پیشرو کرد.
- ترینیتی، تانک، سانتوس و دستبند لاو از طرحهای ماندگار آن هستند.
کمتر برندی در دنیای جواهر به اندازهی کارتیه (Cartier) شناختهشده است. نامی که امروز روی دستبندها، انگشترها و ساعتهای لوکس میبینیم، بیش از ۱۷۵ سال پیش در یک کارگاه کوچک پاریسی متولد شد. در این مقاله مرور میکنیم کارتیه چطور شکل گرفت، چه چیزی آن را به جواهرساز دربارهای اروپا تبدیل کرد و کدام طرحهایش هنوز بعد از دهها سال پرطرفدارند.
کارتیه چطور شروع شد؟
داستان کارتیه از سال ۱۸۴۷ میلادی شروع میشود؛ زمانی که لوئی-فرانسوا کارتیه کارگاه استاد خود، آدولف پیکار، را در پاریس تحویل گرفت. در آن سالها کارتیه یک جواهرفروشی خانوادگی بود که بیشتر برای اشراف پاریس کار میکرد.
در سال ۱۸۷۴ پسرش آلفرد کارتیه ادارهی کار را به دست گرفت، اما جهش اصلی برند با نسل سوم اتفاق افتاد: سه برادر به نامهای لوئی، پیر و ژاک که کارتیه را از یک مغازهی پاریسی به یک نام جهانی تبدیل کردند.

سه برادر، سه شهر
برادران کارتیه بازار جهانی را بین خود تقسیم کردند و هر کدام مسئول یکی از مهمترین پایتختهای تجارت جواهر شدند:
- پاریس – لوئی کارتیه: در سال ۱۸۹۹ فروشگاه پاریس را به خیابان معروف «رو دو لا په» (Rue de la Paix) منتقل کرد. لوئی ذهن خلاق خانواده بود و بسیاری از طرحهای ماندگار کارتیه زیر نظر او شکل گرفت.
- لندن – ژاک کارتیه: شعبهی لندن در خیابان نیوباند را اداره میکرد؛ شعبهای که ارتباط کارتیه با خاندان سلطنتی بریتانیا و شاهزادههای هند را محکم کرد.
- نیویورک – پیر کارتیه: در سال ۱۹۰۹ شعبهی نیویورک را راه انداخت.
یک معاملهی تاریخی
در سال ۱۹۱۷ کارتیه عمارت شمارهی ۶۵۳ خیابان پنجم نیویورک را در ازای ۱۰۰ دلار نقد و یک گردنبند دورشتهی مروارید طبیعی خرید؛ گردنبندی که آن زمان حدود یک میلیون دلار ارزش داشت. این ماجرا نشان میدهد پیش از رواج مروارید پرورشی، مروارید طبیعی چه جایگاهی داشت. این عمارت هنوز هم فروشگاه اصلی کارتیه در نیویورک است.
چرا به کارتیه «جواهرساز پادشاهان» میگویند؟
ادوارد هفتم، پادشاه بریتانیا، کارتیه را «جواهرساز پادشاهان و پادشاهِ جواهرسازان» نامید. برای مراسم تاجگذاری او در سال ۱۹۰۲، ۲۷ تاج (تیارا) به کارتیه سفارش داده شد و در سال ۱۹۰۴ هم کارتیه حکم رسمی تأمینکنندهی دربار بریتانیا (Royal Warrant) را دریافت کرد.
پس از آن، دربارهای اسپانیا، پرتغال، روسیه، صربستان و خاندان اورلئان فرانسه هم حکم مشابهی به کارتیه دادند. همین اعتماد دربارها بود که کارتیه را از یک جواهرفروشی موفق به نماد تجمل در جهان تبدیل کرد.
نوآوریهایی که جواهرسازی را تغییر داد
شهرت کارتیه فقط به مشتریان سلطنتیاش نبود؛ این برند در تکنیک و طراحی هم پیشرو بود:
- استفاده از پلاتین: لوئی کارتیه از پیشگامان استفاده از پلاتین در جواهرسازی بود. استحکام بالای پلاتین اجازه میداد پایهها و نگینگیرها بسیار ظریف و تقریباً نامرئی ساخته شوند و نور بیشتری به سنگ برسد.
- نگینگذاری مخفی: کارتیه در سال ۱۹۳۳ نوعی نگینگذاری را ثبت کرد که در آن پایهی فلزی پشت سنگها پنهان میماند و سطح جواهر یکپارچه از سنگ دیده میشد.
- ساعتهای رمزآلود (Mystery Clocks): ساعتهایی با صفحهی شفاف که عقربهها در آنها گویی بدون هیچ اتصالی در هوا معلقاند، چون سازوکارشان هوشمندانه پنهان شده است.
- جواهرات «توتی فروتی»: طرحهای رنگارنگ دورهی آرتدکو با سنگهای تراشخورده به شکل برگ و میوه که از هنر هند الهام گرفته بودند.
طرحهای ماندگار کارتیه
بسیاری از طرحهای کارتیه چند دهه است که تقریباً بدون تغییر تولید میشوند. معروفترینهایشان:
ساعت سانتوس (۱۹۰۴)
آلبرتو سانتوس-دومون، خلبان برزیلی و دوست لوئی کارتیه، گله داشت که هنگام پرواز نمیتواند ساعت جیبیاش را از جیب دربیاورد. نتیجه، یکی از نخستین ساعتهای مچی مردانه بود که هنوز با نام «سانتوس» تولید میشود.
ساعت تانک (۱۹۱۹)
طرح این ساعت از شکل تانکهایی گرفته شد که در جنگ جهانی اول تازه به میدان آمده بودند. خطوط ساده و قاب مستطیلی تانک آن را به یکی از ماندگارترین طرحهای ساعت قرن بیستم تبدیل کرد.
انگشتر ترینیتی (۱۹۲۴)
سه حلقهی درهمتنیده از طلای زرد، طلای سفید و طلای رز. ترینیتی نشان داد که میشود رنگهای مختلف طلا را در یک جواهر ترکیب کرد؛ ایدهای که امروز در طراحی انگشترهای چندرنگ بسیار رایج است.
پلنگ کارتیه (Panthère)
پلنگ از دهههای اول قرن بیستم در طرحهای کارتیه دیده میشد، اما با ژان توسن، که از سال ۱۹۳۳ مدیر بخش جواهرات نفیس کارتیه بود، به نماد اصلی برند تبدیل شد. توسن خودش به «پلنگ» معروف بود و سلیقهی جسورانهاش مسیر طراحی کارتیه را برای چند دهه تعیین کرد.
دستبند لاو (۱۹۶۹) و جاست آن کلو (۱۹۷۱)
دستبند Love در شعبهی نیویورک طراحی شد: یک حلقهی بیضی با پیچهای تزئینی که فقط با یک پیچگوشتی مخصوص باز و بسته میشود؛ نمادی از تعهد. دو سال بعد دستبند Juste un Clou («فقط یک میخ») آمد که یک میخ سادهی ساختمانی را به جواهر تبدیل کرد. هر دو هنوز از پرفروشترین محصولات کارتیهاند.
کارتیه امروز
کارتیه تا سال ۱۹۶۴ در کنترل خانوادهی کارتیه بود. پس از آن شعبهها جدا شدند و در سال ۱۹۷۲ گروهی از سرمایهگذاران شعبهی پاریس را خریدند. بین سالهای ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۶ شعبههای لندن و نیویورک هم دوباره به آن پیوستند و کارتیه بار دیگر یکپارچه شد. امروز کارتیه یکی از برندهای گروه ریشمون (Richemont) سوئیس است و همچنان از ارزشمندترین برندهای لوکس جهان به شمار میرود.
از کارتیه چه میشود آموخت؟
داستان کارتیه برای هر کسی که جواهر میخرد چند درس ساده دارد:
- طرح ساده ماندگار است. ترینیتی، لاو و تانک همه طرحهایی سادهاند که بعد از دهها سال هنوز قدیمی نشدهاند. اگر جواهری برای استفادهی طولانی میخرید، طرحهای ساده و متعادل انتخاب مطمئنتری هستند.
- رنگ طلا را جدی بگیرید. ترکیب طلای زرد، سفید و رز، مثل ترینیتی، با بیشتر لباسها و جواهرات دیگر هماهنگ میشود.
- کیفیت ساخت مهمتر از اسم است. شهرت کارتیه از دقت در ساخت و نگینگذاری آمد. هنگام خرید هر جواهری، به ظرافت لحیمها، محکم بودن نگینها و تمیزی پرداخت دقت کنید.
اگر از سادگی و ماندگاری طرحهایی مثل ترینیتی خوشتان میآید، میتوانید انگشترهای طلای سوان گلد را هم ببینید.
سؤالات متداول
کارتیه مال کدام کشور است؟
کارتیه برندی فرانسوی است که در سال ۱۸۴۷ در پاریس تأسیس شد و امروز زیرمجموعهی گروه سوئیسی ریشمون است.
معروفترین انگشتر کارتیه چیست؟
انگشتر ترینیتی که در سال ۱۹۲۴ معرفی شد و از سه حلقهی درهمتنیدهی طلای زرد، سفید و رز ساخته شده است.
چرا به کارتیه جواهرساز پادشاهان میگویند؟
این عنوان را ادوارد هفتم، پادشاه بریتانیا، به کارتیه داد؛ پس از آن دربارهای زیادی در اروپا حکم تأمینکنندهی رسمی به کارتیه دادند.
منابع: Wikipedia – Cartier (jeweler)، Natural Diamond Council – Cartier history. سوان گلد هیچ وابستگیای به برند کارتیه ندارد و نامهای تجاری متعلق به صاحبان آنهاست.